عبد الرزاق اللاهيجي
343
گوهر مراد ( فارسى )
فصل اوّل در بيان حسن و قبح افعال بدان كه فعل اختيارى متّصف شود به حسن و قبح ، مانند عدل و احسان و ظلم و عدوان . و شك نيست كه معنى حسن عدل مثلا ، آن است كه فاعل آن مستحقّ مدح و تحسين گردد و سزاوار جزاى خير شود ، و جزاى خير چون از خداى تعالى باشد آن را ثواب گويند . و همچنين معنى قبح ظلم مثلا ، آن است كه مرتكب آن مستحقّ مذمّت و ملامت شود و سزاوار جزاى بد گردد ، و جزاى بدى چون از حقّ - سبحانه و تعالى - صادر شود آن را عقاب خوانند . و نيز شكّ نيست كه جميع طوائف اسلام ، با اختلاف مذاهب و عقايد ، در اين زمان و در ازمنه سابقه ، كه « 1 » استعمال لفظ حسن و قبح در مجاورات و مؤلفات - خواه در علوم شرعيّه و خواه غير آن - نمودهاند به غير از معنيى كه گفته شد براى حسن و قبح اراده « 2 » نكنند و نخواهند . اگر فارسى زبانان ملاحظه كنند كه لفظ نيك و لفظ بد را در چه موضع اطلاق مىكنند و از آن چه معنى مىخواهند ، ظاهر مىشود بر ايشان كه مراد از بدى و نيكى چيست و به غير از اين كه در معنى حسن و قبح گفته شد نيست . و نيز شكّ نيست در اينكه هر عاقلى كه به مرتبه تميز و رشد رسد ، عقل
--> ( 1 ) الف ، ج : « كه » ندارد . ( 2 ) الف : « اراده » ندارد .